گل های بابونه

حرف های یک شیمیست با خدا+خودش
پنج‌شنبه 11 اسفند‌ماه سال 1390

سلام

خیلی وقته مطلب نذاشتم . خب البته بهونه نمیارم وقت نداشتم ولی یکم فکرم مشغول بود. زندگی همینه گاهی اونقدر مشغولت میکنه که یادت میره دل داری. ای بابا این حرفا چیه میگم دل تنگ شده بود بیام یکم چرت و پرت بنویسم خب حالا نوشتم اخیش خیالم راحت شد

خب برا همه ارزوی سعادت و سلامت دارم

کربلا هم خیلی خوش گذشت انشالله قسمت شما بشه

خیلی خوبه انگار تو دنیا نیستی مثل یه خوابه شیرینه


ارسال در فرندفا