X
تبلیغات
رایتل

گل های بابونه

حرف های یک شیمیست با خدا+خودش
چهارشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1391

خاطر تو

روزا میگذره شبا میگذره همه چی میگذره اما من نمی گذرم از دل شکستم از اشکام از ناله هام از بغضام اما تو بگذر از بی کسی من از نامردایی من از ناشکرایی من . عصبانی نشو خوب تو بزرگی بخشش از بزرگانه. می خابم بیدار میشم اما همش یادم میره تو حواست به منه. اخه چرا اینقدر منو میپایی ! می خام یه لحظه خلوت کنی آروم میگی وقتی خلوت میکنی خودت که هستی میگم اره میگی پس چون تو هستی منم هستم . دارم دیوونه میشم. آروم میگی صبر کن میادش بالاخره. میگم کی میگی همین روزا . میگم نمیشه همین شبا باشه . میخندی میگی داری با کلمات بازی میکنی میگم اره خب کلافه شدم از دوری کلافه . آرومم میکنی و میگی این امتحان کوچیکیه تو زندگی، صبر کن باشه صبر میکنم فقط به خاطر تو فقط فقط

ارسال در فرندفا