X
تبلیغات
رایتل

گل های بابونه

حرف های یک شیمیست با خدا+خودش
سه‌شنبه 9 آبان‌ماه سال 1391

دایی عزیزم

امشب یکم دلم گرفته

یکم که نه خیلی خیلی

آخه امشب یه پهلوان یه قهرمان از کنارمون رفت

من ندیدمش

ولی اونقدر از خوبیهاش شنیدم که حد نداره

خیلی دوسش دارم

بچه که بود آروم بود

بزرگ که شد قوی بود ولی متواضع

قهرمان وزنه برداری جوانان ایران و آسیا 

کاپیتان تیم ملی

با اینکه می تونست نره جبهه 

بره سراغ مسابقات

ولی رفت

آرپی چی رو گذاشت رو دوشش

و گفت من باید وطن رو نجات بدم

و شهید شد در خاک عراق مظلومانه

تو مرحله ی سوم عملیات والفجر 4

ده آبان 62

تو سن 23 سالگی

خیلی دوسش دارم

قربونت برم دایی خوب و قهرمانم

دایی از همون اول گفتم که پایان نامم تقدیم به توست

کمکم کن 

تا حالا کمکم کردی

خدایا ما از شهدا شرمنده ایم

نذار شرمنده تر شیم

شفیع ما باشین

دایی خوبم

قهرمان کشورم

درود به همه ی شهیدان

بخصوص شهید اسماعیل اعلمی


ارسال در فرندفا