سپیدىهاى کاغذ مىکند روشن سیاهى را
امید که جوانی را دریابیم
روز جوان مبارک
از کتاب آری این چنین بود برادر: اما برادر! ناگهان خبر یافتیم که مردی از کوه فرود آماده است و در کنارمعبدی فریاد زده است که:
"من از جانب خدا آمده ام"
ومن باز بر خود لرزیدم که باز فریبی تازه برای ستمی تازه اما چون زبان به گفتن گشود باورم نشد:
من از جانب خدا آمده ام که خدا اراده کرده است تا بر همه ی بردگان و بیچارگان زمین منت بگذارد و آنان را پیشوایان جهان و وارثان زمین قرار دهد.
شگفتا ! چگونه است که خدا با بردگان و بیچارگان سخن می گوید و به آنها مژده ی نجات ، و نوید و رهبری ، و وراثت بر زمین می دهد.
باورم نشد گفتم: او نیز همچون پیامبران دیگر در ایران و چین وهند... شاهزاده است که به نبوت مبعوث شده است تا با قدرتمندی هم پیمان شود و قدرتی تازه بیافریند.
گفتند: نه ، یتیمی بوده است و همه او را دیده اند که در پشت همین کوه ، گوسفندان را می چرانیده است. گفتم : عجبا! چگونه است که خداوند فرستاده اش را از میان چوپانان برگزیده است؟
گفتند: او آخرین حلقه ی سلسله ی چوپانان است و اجدادش همه ، رسولان چوپان از شوق ، یا از هراسی گنگ بر خود می لرزیدم که برای نخستین بار از میان ما پیامبری بر خاسته است.
به او ایمان آوردم ، چرا که همه ی برادرانم را گرد او دیدم. بلال ، برده ی برده زاده از پدر و مادری بیگانه ای از حبشه. سلمان آواره ای به بردگی گرفته شده از ایران ، ابوذر ، فقیر در مانده گمنانی از صحرا سالم ، غلام زن حذیفه ، این بیگانه ی ارزان قیمت ، برده سیاه پوست ، اکنون پیشوای همه یاران او شده است.
باور کردم و ایمان آوردم چرا که کاخش چند اتاق گلی بود که خود در گل و خاک کشیدن شرکت کرده بود ، و بارگاه و تختش تکه چوبی بود انباشته از برگهای خرما!
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد
امروز روز پدره . این روزها بهانه ای برای قدرانی از پدران مهربانمان است. من که بابامو خیلی دوست دارم شما چطور؟
راستی چه هدیه ای برا روز پدر بخریم؟
انتخاب یه هدیه مناسب برا پدر خیلی سخته ! چون اون خیلی برا بچه هاش زحمت می کشه ولی هیچ وقت به زبون نمی آره!
شایددرظاهر نشون نده ولی در دل به بچه هاش و خونوادش عشق می ورزه
راستی یادمون نره خیلی از پدرا شاید الان پیش بچه هاشون نباشن منظورم پدران آسمانیه پدرایی که برا راحتی ما رفتن. برا شادی روحشون صلوات بفرستیم
پدر ای معنای صبر و گذشت و مهربانی دوستت دارم و دستاتو می بوسم
امشب کعبه مهمانی عزیز دارد. فاطمه بنت اسد به خانه ی امن الهی پناه برده است تا نوزادی مبارک و شجاع به دنیا آورد.
او که در آینده یار و همراه محمد می شود. شیر خدا علی مرتضی در تنهایی و غربت دست محمد را به گرمی می فشارد و آن هنگام که مکیان قصد کشتن او را دارند در بستر او می آرامد. در جنگها هنگامی که هیچ کس جرات رویایی با دشمن را ندارد علی یکه تاز میدان نبرد می شود.
در عبادت پروردگارش بی نظیر است و در اجرای فرامین او دقیق و منصف.
او پدر یتیمان و بیچارگان و یاور تمام مستضعفان جهان است.
در خانه ی خدا به دنیا آمد ودر خانه ی او نیز به سویش پر کشید.
ای همسر مهربان زهرا ای پدر حسن و حسین زینب و ام کلثوم تولدت مبارک.
علی جون ما خیلی گناه کاریم برامون دعا کن