گل های بابونه

حرف های یک شیمیست با خدا+خودش

گل های بابونه

حرف های یک شیمیست با خدا+خودش

سلام

سلام خیلی وقته وبلاگمو به روز نکردم نمی دونم شاید وقتشو نداشتم ولی اینا بهونه است اگه دقت کنم اون قدر تو روز وقت هدر می دم که می تونستم به جاش اینجا بیام واز دلتنگی هام شادی هام و خستگی هام بنویسم

این خیلی خوبه آدم بتونه حرف دلشو بگه وبا دوستاش درد و دل کنه ... تمام ذهنم پر از فرمول ها و روابط شده که هرکدوم یه دنیایی هستن که ما در عرض 3ماه می خواییم باهاشون آشنا بشیم ای کاش می شد  عمیقتربخونیمشون و موشکافانه تر درکشون کنیم ولی حیف که وقت کمه و ذهنم ناقص وباید خوند و تو یه برگه به یه سری سوال پاسخ داد اون وقت استرسمی کشی که چند میشی ؟ پاس میشی؟ سر امتحان تمرکز داری یا نه؟ به هر حال باید سر کرد اینه رسم روزگار ....

به مناسبت ایام شهادت امام حسین (ع) و یاران وفادارش

طوفان

نخستین کس که در مدح تو شعری گفت آدم بود شروع عشق و آغاز غزل شاید همان دم بود

نخستین اتفاق تلخ‌تر از تلخ در تاریخ که پشت عرش را خم کرد یک ظهر محرّم بود

مدینه نه که حتی مکّه دیگر جای امنی نیست تمام کربلا و کوفه غرق ابن ملجم بود

فتاد از پا کنار رود در آن ظهر درد آلود کسی که عطر نامش آبروی آب زمزم بود

دلش می‌خواست می‌شدآب شد از شرم،اما حیف دلش می‌خواست صد جان داشت امّا بازهم کم بود

اگر در کربلا طوفان نمی شد کس نمی‌فهمید چرا یک عمر پشت ذوالفقار مرتضی خم بود

«علیرضا قزوه »

عید غدیر مبارک

عید غدیر، عید ولایت، عید کامل شدن دین، عیدی که محمد(ص) با افتخار دست دامادش علی(ع) را بالا برد و گفت که هر که من مولای اویم علی مولای اوست و این گونه بود که دین کامل شد . عید غدیر عیدی مبارک در نزد ما شیعیان است این عید را به خدمت همه دوستان تبریک و تهنیت عرض می کنم امید که از رهروان راه آن حضرت باشیم...

شیمی کوانتومی

امروز حال و حوصله درس خوندنو نداشتم گفتم فرصتیه تا بیام یکم چرت و پرت بنویسم...

مدتیه دارم شیمی کوانتومی می خونم دنیای پر رمزو رازیه پراز ریاضیات و مسئله که با این ریاضیات به پیش بینی انرژی سطوح انرژی در اتم های کوچکی مثل هیدروژن و هلیوم و .. می پردازیم  . خلاصه دنیایی متفاوت با دنیای ما کرو ما داره ولی وقتی به جواب می رسی خیلی لذت بخشه آدم رو به تفکر وادار می کنه به اینکه دنیا خیلی کوچیک و خیلی بزرگه و دانش ما اندک و نادانسته های ما بسیار و برای فرداها کار زیادو همت فراوان می خواد و یه اراده ی قوی که انشاالله خدا به هممون عطا کنه و ما هم درست استفاده کنیم سر تون رو درد نمی یارم در آخر  امیدوارم تعادل در زتدگی هاتون برقرار و تابع موجتون امواج شادی و مهربانی بفرسته دلم براتون قده یه الکترون میشه...

میلاد امام رضا(ع) مبارک

سلام بر امام رضا علیه السلام پیشوایی که چشمه سار عطوفت او، ما را به زندگی امیدوار می کند و میوه شیرین ولایش، آبادانی سرای دیگرمان را تضمین می نماید. ای عالم آل محمد صلی الله علیه و آله ، سلام و صلوات خالصانه همه مؤمنان به پیشگاه پاک تو ارزانی و همه جان ها و دل ها و لب های دوستداران تو، در سالروز میلادت، پرخنده باد. ای پناهگاه، گریزِ آهوانه ما را به دامان پر مهر خود بپذیر و هماره دست دل های ما را به یاری بگیر.

پروانه ها، بال زنان و شادی کنان، شاعرانه ترین پروازشان را بر گرد شمع شبستان هشتم دنیا، آغاز می کنند. خورشید، شور و التهاب شگفتی را در وجود خویشتن احساس می کند. ماه، از همیشه زیباتر می شود و نگاهش را میهمان سرور و سرسبزی می سازد. درختان با خرسندی به سیمای آفتاب می نگرند و به شادمانی می پردازند. کاینات غرق نورند. فرشته ها و آدمیان مسرورند. همگان مشتاق طلوع روی اویند. همه می خواهند سیب خوشبوی وجود او را ببویند. همه می خواهند شکفتن گل والای وِلا را در دنیا ببینند و گلبرگی از نور و نوازش و شفاعت او بچینند. آری، ای سید گل ها، ای مولا، ای سبزه زار سر زندگی و صفا، ای علی بن موسی الرضا علیه السلام ، قدوم پاک تو، حضور همه زیبایی ها را بیمه می کند. دست های مهربان لطف تو، برترین سایه بان دل ها و دیده های ماست. ای امام، خجسته میلاد روشنایی بخش تو، بر همه هستی مبارک و فرخنده باد.

یا امام رضا یا غریب الغربا، دلم می خواست الان تو حرمت بودم زل می زدم به ضریحت می گفتم تولدت مبارکی خوش اومدی ولی از همین سلام می دم .........

دلتنگی

کجاییم !اینجا !نشسته ایم یا ایستاده ! به هرچه می اندیشیم برا هرچه یا هرکس که عشق می ورزیم بالاخره خواهیم رفت !راستی چه قدر به بهتر ریستن و شاد بودن می اندیشیم ؟زندگی سخت را می گیریم یا اسان؟ به فکر خود هستیم یا عزیزانی را داریم که وجودشان به جان ما وایسته است و حاضریم برای راحتی آنها از لذت های خود چشم پوشی کنیم!

ذلتنگی هایمان هر چه هست حرفایمان را به او بگوییم ، اوکه سمیع و علیم است و بهترین راه را پیش روی ما می گذارد خدایا ما را به راه راست هدایت فرما !

انتروپی و مذهب

آنتروپی را عموماً به عنوان معیاری برای بی نظمی در نظرمی گیرند.با استفاده از ترمودینامیک آماری، رابطه بین آنتروپی سیستم و تعداد حالات امکان پذیر میکروسکوپیک آن به وسیله رابطه بولتزمان نشان داده می شود.از دیدگاه میکروسکوپیک هنگامی که بی نظمی افزایش می یابد، آنتروپی سیستم نیز افزایش می یابد. از این رو طبق قانون دوم ترمودینامیک فرایندهای واقعی که در جهان روی میدهد، همگی در جهت اصل افزایش آنتروپی و به تبع آن افزایش بی نظمی هستند.
اگر مجاز به تعمیم اصل افزایش آنتروپی به کل جهان هستی و همه زمانها باشیم آنگاه می توانیم به صراحت نتیجه بگیریم جهان هستی, آغاز و انجامی دارد. چرا که مطابق این اصل, جهان باید در مقدار آنتروپی مشخصی آفریده شده باشد و ازآن پس آنتروپی جهان افزایش یافته باشد و در نهایت به ماکزیمم بی نظمی برسد. ( البته این استدلال محل اشکال است زیرا آنتروپی میتواند الی الابد افزایش پیدا کند و هیچ مقدار بیشینه ای نیز نداشته باشد).

بنابر این با در نظر گرفتن کل جهان هستی بعنوان یک سیستم بسته و تعمیم قوانین ترمودینامیک به همه زمانها اینطور استنتاج می شود که لاجرم باید ناظم حکیمی باشد که جهان را در حالت آنتروپی مشخصی آفریده باشد.

بولتزمان معتقد بود که نظم می تواند یک پدیده کاملا تصادفی باشد و از این رو وجود خالق برای آفریدن نظم را نپذیرفت. از دیگر سو, جهان هستی ازلی هم نمی تواند باشد، یعنی نمی تواند شروعی در زمان نداشته باشد،اگر جهان ازلی و بی آغاز باشد همواره در هر نقطه ای از زمان که باشیم، بی نهایت زمان را پشت سر گذاشته ایم , با توجه به اینکه آنتروپی کل فرآیندهایی که همواره در جهان رخ می دهند در حال افزایش است، مقدار این افزایش در طول این زمان بی انتها باید بی نهایت زیاد شده باشد، و در نتیجه جهان باید به ماکزیمم بی نظمی رسیده باشد،به طوری که دیگر هیچ فرآیندی نتواند انجام شود زیرا هر فرآیندی باید باعث افزایش آنتروپی بشود در حداکثر آنتروپی, دیگر امکان افزایش وجود ندارد. 
چون جهان کنونی ما در چنین حالتی به سر نمی برد پس جهان نمی تواند ازلی باشد و لاجرم شروعی در زمان داشته است و باز هم باید بگوییم چیزی که شروعی در زمان دارد، نیاز به آفریننده دارد. اما این استدلال, خود نیز گرفتار همان مغالطه ( تعمیم قانون دوم ترمودینامیک به کل جهان هستی و همه زمانها) شده است.در اینجا بحث این نیست که آیا دخالت دادن مباحث علمی در حوزه مسائل مذهبی اصالتاً درست است یا نادرست اما نشان خواهم داد در بسیاری از موارد, دینداران نیز برای اثبات خدا و حقانیت مذهب همان راهی را رفته اند که بی دینان برای رد آن. برای اثبات وجود لحظه خلقت (و بنابر این اثبات وجود خالق) لازم است قانون دوم ترمودینامیک را به کل جهان هستی بسط دهیم. اما این فرض به نتایجی دیگرمنجر میشود که با معتقدات مذهبی سازگار نیست.
اگر تعمیم و بسط قانون دوم ترمودینامیک به حوزه متافیزیک دربرگیرنده هیچ مغالطه یا ایراد منطقی نباشد بنابراین با همین تعمیم می توانیم نتیجه بگیریم جهان و انسانها در جهت میل به بدیها و نیزغلبه آفات و شرور پیش می روند.
آزمایشها نشان داده اند که حالتهایی چون اندیشیدن بیشترین و حالتهای چون غضب و نفرت کمترین انرژی الکترومغناطیسی را در مغز انسان ایجاد می کند. با تعمیم این نتایج به جنبه های متافیزیک می توان گفت که مغز انسان در حرکت به سمت نیکی، میدان الکترومغناطیسی با انرژی بالاتری را ایجاد می کند. به عبارتی حرکت به سمت نیکی به نسبت میل به بدی , مستلزم صرف انرژی بیشتری است.

منبع سایت افلاک