ماییم و چشم به راه وعده مصطفی صلی الله علیه و آله که فرمود: «اگر تنها یک روز، از آن دنیا باشد، مهدی(عج) خواهد آمد تا بساط ستم را برچیند و پرچم عدالت را برافروزد».
آه، پسر فاطمه! چقدر دل های شیعیان لرزید، آن گاه که به آخرین سفیرت نگاشتی: «ای علی بن محمد سمری! تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت، امور خویش فراهم آور و به هیچ کس برای جانشینی وصیت مکن؛ به تحقیق، غیبت کبرا واقع شد و ظهوری نخواهد بود تا آن گاه که خدای متعال فرمان دهد.» با این همه:
«از دست غیبت تو شکایت نمی کنم | تا نیست غیبتی ندهد لذتی حضور» |
کاش روزی که می آیی، میزبانی شایسته برای تو باشیم و بتوانیم فرشی از قلب های روشن، پیش پای تو بگسترانیم و چلچراغی از دلدادگی و جان افشانی، به احترام قدوم تو، بر فراز خانه هامان بیاویزیم و هم نوا با حافظ چنین بگویم:
«رواق منظر چشم من آشیانه توست | کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست |
دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد | که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست» |
یکی از موادی که به سختی بازیافت میشه مواد پلاستیکی هستند این مواد با توجه به خاصیت پلیمری که دارند مثل زنجیره هایی محکم به هم متصل شدند وامکان تجزیه براشون به سختی فراهم میشه اما تو زندگی ما آدما باید سعی کنیم که خوبی و مهربونی رو مثل مواد پلیمری محکم و بادوام کنیم تا زود از بین نروند و بدی ها رو مثل مواد آلیی که فرارند ببینیم و زود از یاد ببریم باور کنیم که زندگی همین دوروزه اگه ارزششو داشت خدا هم مارو پلیمری خلق می کرد تا بدنمون زود ازبین نریم . پس سعی کنیم خوبی کنیم چون اگه هم بمیریم بازم ازبین نمیره..
سپیدىهاى کاغذ مىکند روشن سیاهى را
امید که جوانی را دریابیم
روز جوان مبارک
ای خدا !
خسته ام!
دلتنگم!
برای تو
کجایی؟
همین جا!
کوچکم
بزرگی
غمگینم
شادم می کنی
تشنه ام
سیرابم می کنی
گرمم است
خنک می کنی
گله می کنم
گوش می دهی
می خواهم
می بخشی
می ترسم
آرامم می کنی
از یادم می روی
یاد آوری می کنی
خداجون بی تو هیچم
دستمو بگیر!
اگه فلز هستی، فلز قلیایی(گروه IA ) باش؛ حتی اگر یه الکترون داشته باشی، اونو با تمام وجودت راحت و مشتاقانه ایثار کن.
اگه نافلزی و محتاج الکترون، مثل هالوژن ها، مصرانه برای رسیدن به هدفت تلاش کن؛ولی هالوژن باش و به همون یه الکترون قانع! زیاده طلبی کار کربن های رو سیاهه!
البته گاز نجیب شدن و از قیل و قال دنیا و سوداهای جهان رهایی یافتن، کار هر کسی نیست. ولی اگر یک نفر به اون مقام برسه، میشه مثل نئون و زنون که اطرافش رو روشنایی می بخشه....
اما باید یادمون باشه فلزات واسطه که چند ظرفیت از خودشون نشون می دن و جلوی هر کسی چهره ای می گیرن، هم وزن شون سنگین تره و هم توی صنعت پرکاربرد، مشهور و مقبول هستن؛ عوضش خاصیت مغاطیسیشون اون ها رو به هر طرفی می کشه و به دام هر آهن ربایی می افتن.
آدم اگه چشم دلش سیر باشه، آخرین لایه اش پر از جفت الکترون می شه و خاصیت دیا مغناطیس پیدا می کنه؛ اون وقت قوی ترین میدانهای مغناطیسی هم نمی تونن روش تاثیر بذارن.....
اگه صداقت باشه و ظرفیت ها همه یک، پیوند هامون مستحکم تر می شه ؛ مثل پیوند یونی.
دیگه کسی نمی تونه مولکول های ما رو از شبکه بلور زندگی جدا کنه. بعدش هم (مثل NaCl) یه نمک تشکیل می دیم و زندگی ها مون با نمک میشه...
این هم آخرین و سومین قانون ترمودینامیک که چنین بیان می شود:
صفر مطلق غیر قابل حصول است. یعنی امکان ندارد با تعداد محدودی به دمای صفر مطلق رسید.
این واقعیت در زندگانی نیز وجود دارد یعنی رسیدن به اوج هر چیزی تقریبا غیر ممکن است چون ما در این دنیا به حکم انسان بودن و محدود بودن در حصار زمان و مکان برای خود چیزهای نسبی را در نظر گرفتیم. بسیاری می خواهند یک شبه به تمام آرزوهای خود برسند ولی غافل از اینکه چیزی که بدون تلاش و زحمت به دست می آید دیری نمی پاید و زود از دست می رود. پس برای دستیابی به آرزوهایمان تلاش کنیم چون اگر هم برسیم ممکن است زود از دست برود...