X
تبلیغات
رایتل

گل های بابونه

حرف های یک شیمیست با خدا+خودش
پنج‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1391

واکنش و عشق

دارم به واکنشم فک میکنم یه محلول دارم یه دونه می زارم توش شروع میکنه به تپش خیلی با وفا میزنه یهو محلول اطرافو به طرف خودش میکشه بوسش میکنه بعد اون محلولو میده عقب دوباره گرم میشه محلول  های بعدی رو به آغوش گرمش میکشه و اروم بوسه گرمی میزنه بهشون و آروم تو این بوسه ها آب میشه کوچیک میشه راستش منو یاد مادرم می اندازه که اروم و بی صدا ما رو با نوازش بزرگ می کنه بچه ها شو تک تک دوس داره و اونا رو عاشقانه به طرف خودش میکشه تبعیض قایل نیست همشونو ناز و نوازش میکنه براشون زحمت میکشه خیلی قشنگه زندگی ماجراهاش زیباست این ما آدما هستیم که باید پشت این ماجرا ها رازهای زیباشونو پیدا کنیم 

ارسال در فرندفا